أحمد بن محمد الهمذاني ( ابن الفقيه الهمذاني ) ( مترجم : ح . مسعود )
143
البلدان ( بخش مربوط به ايران ) ( فارسى )
سد را بر روى بيست و سه قبيله ببست . مقاتل بن سليمان گويد : آنان را ترك ناميدند ، زيرا كه در پشت سد تركشان كردند . گويند : هنگامى كه عيسى ( ع ) فرود آيد و دجال نفرينى را بكشد ، يأجوج و مأجوج پيدا شوند . عيسى در ميان مسلمانان به خطبه خواندن ايستد . خداى را بستايد و ثنا كند و گويد : بار خدايا اين گروه اندك بفرمان را ، بر آن گروه بسيار نابفرمان پيروز گردان . پس خداوند مؤمنان را ، بر آنان پيروز كند . و در خبر است از وهب بن منبه كه گويد : ايشان مردمىاند كه قامت هر كدام چونان نيمى از قامت مردى چهارشانه است از ما ، و در جاى ناخن ، آنان را چنگال است و نيز دندان و نيش دارند چونان درندگان . و گوشهايى بزرگ دارند كه يكى را بگسترانند و ديگرى را بالا پوش كنند . و هر نر و مادهاى از ايشان اندازهء عمر خود بداند . و اين چنان است كه ماده نميرد مگر پس از زادن هزار فرزند و چنين است حال مردانشان . و آنان در بهار نهنگ خورند و چنان كه مردمان در هنگام باران ، باران طلبند ، ايشان نيز به هنگام ، نهنگ طلبند . و اين قوم چنانچون كبوتران يك ديگر را بخوانند و چونان گرگ زوزه كشند و هر جا كه به هم رسند بر هم جهند چنانچون بر هم جهيدن جانوران . ذو القرنين چون اين حالت از آنان بديد به ميانهء دو كوه شد و فاصلهء آن دو را اندازه كرد - و آن پايان سرزمين ترك است از سوى مشرق - و آن را يك فرسنگ بديد - و يك فرسنگ سه ميل است - به فرمان او پيى گود كردند تا به آب رسيد . سپس آن را يك ميل پهن كرد و درون آن را با پاره آهنهايى چونان صخرهها پر كرد . و گلش از مس گداخته كرد . كه گداختند و بر آن ريختند . بدين گونه چنانچون ريشهاى شد از كوه در درون زمين . سپس بر آن پى سد را بالا آورد و با خشتهاى آهن و مس گداخته بر افراشت . و در لابلاى آن ، ورقهها از مس زرد بهشت . بدانسان كه از زردى و سرخى مس و سياهى آهن ، پيكر سد به گونهء بردى ( جامهاى ) راهراه در آمد . و چون از ساختن سد آسوده شد